چگونه فناوری، آینده سلامت را بازتعریف میکند
در دومین روز از پنجمین نمایشگاه و کنگره بینالمللی بیمارستانها و مراکز درمانی (IPH2026)، نشست تخصصی «فناوریها و نوآوریهای حوزه سلامت و خدمات درمان» با عنوان Health Tech Talk به محلی برای گفتوگو درباره آیندهای تبدیل شد که در آن مرزهای سنتی میان بیمارستان، خانه، فناوری، دارو، سرمایهگذاری و حتی بدن انسان، بیش از گذشته در حال جابهجایی است.
به گزارش مدرن مد، در این نشست، سخنرانان از زوایای متفاوتی به یک پرسش مشترک نزدیک شدند: فناوری قرار است در نهایت چه چیزی را در نظام سلامت تغییر دهد؟
پاسخها البته متفاوت بود. آرمین شهریاری، معاون توسعه و برنامهریزی مرکز توسعه گردشگری سلامت کشورهای اسلامی(HTDC) و مدیرعامل گروه مشاوره لانچایت، از ضرورت ساختن شبکهای برای اتصال فناوریهای سلامت به بازارهای بینالمللی گفت؛ حسنا سلمانی، دکترای مدیریت اطلاعات سلامت، از بیمارستانهایی سخن گفت که دیگر قرار نیست تمام مراقبت را در دیوارهای خود متمرکز کنند؛ هدی مدنی، پزشک کلینیک سلولدرمانی و پژوهشگر پژوهشگاه رویان، تصویری از آینده درمانهای سلولی، ژنی و پزشکی بازساختی ارائه کرد؛ و امیرعلی امیرحمزه، داروساز و بنیانگذار شرکت آپرنا، از مسیری شخصی گفت که او را از یک تجربه خانوادگی با یک زخم، به طراحی مواد پیشرفته برای ترمیم پوست و پیوند پزشکی بازساختی با لانجویتی رسانده است.
ناصر لطفی، دکترای تخصصی کارآفرینی و مدیر مؤسسات و بازاریابی پارک علم و فناوری خراسان شمالی نیز در پایان این زنجیره، بر نقش سرمایهگذاری و شبکهسازی تأکید کرد؛ چراکه از نگاه او، حتی بهترین فناوریها بدون اکوسیستمی که بتواند آنها را به بازار، سرمایه، متخصص و تقاضای واقعی متصل کند، الزاماً به تحول منجر نخواهند شد.
آنچه در Health Tech Talk شکل گرفت، در واقع روایتی چندلایه از آینده سلامت بود؛ آیندهای که در آن «فناوری» دیگر یک ابزار جانبی نیست، بلکه به بخشی از مدل ارائه خدمت، توسعه درمان، مدیریت بیمارستان، طراحی محصول و حتی تعریف رابطه میان انسان و نظام سلامت تبدیل میشود.
از شبکهسازی تا بازار؛ فناوری وقتی معنا پیدا میکند که به نیاز واقعی متصل شود
آرمین شهریاری معاون توسعه و برنامهریزی مرکز توسعه گردشگری سلامت کشورهای اسلامی(HTDC) به عنوان مجری این نشست تخصصی در آغاز نشست، پیش از ورود به بحث فناوری، بر اهمیت ارتباط میان بازیگران این حوزه تأکید کرد. به گفته او، مرکز توسعه گردشگری سلامت کشورهای اسلامی از سال ۲۰۱۵ فعالیت خود را با تمرکز بر شبکهسازی و معرفی ظرفیتهای کشورهای عضو و طرف همکاری آغاز کرده و در ادامه، خدمات متنوعتری به این شبکه افزوده است.
او از راهاندازی بخشهایی مانند HTDC Academy، خدمات معرفی و همچنین سامانهای برای ارتباط میان نیروی انسانی و مجموعههای فعال در حوزه سلامت سخن گفت؛ بستری که در آن افراد میتوانند سوابق حرفهای خود را ثبت کنند تا در آینده، در صورت وجود فرصت مناسب، با مراکز درمانی و شرکتهای فعال در کشورهای هدف ارتباط پیدا کنند.
اما یکی از بخشهای مورد تأکید شهریاری، بحث اعتبارسنجی در اکوسیستم گردشگری سلامت بود. او توضیح داد که در بسیاری از مدلهای اعتباربخشی، تمرکز اصلی بر اعتباربخشی به بیمارستان یا مرکز درمانی قرار دارد، در حالی که رویکرد مورد نظر HTDC، «استانداردسازی مسیر بیمار» است.
به باور او این تغییر زاویه دید، معنای مهمی برای آینده سلامت دارد: بیمار صرفاً وارد یک بیمارستان نمیشود و از آن خارج نمیشود؛ بلکه یک «مسیر» را طی میکند که از جستوجوی اطلاعات و انتخاب مقصد و پزشک آغاز میشود و تا دریافت خدمات، پیگیری، مراقبت پس از درمان و بازگشت به زندگی عادی ادامه دارد.
شهریاری در ادامه، Health Tech Talk را بستری برای همین پیوند دانست؛ بستری برای آنکه نوآوران و شرکتهای فناور حوزه سلامت بتوانند ظرفیتهای خود را به بازارهای هدف در کشورهای مختلف معرفی کنند.
در چنین نگاهی، فناوری زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که از مرحله «ایده» عبور کند و به مسئلهای واقعی در نظام سلامت پاسخ دهد؛ مسئلهای که میتواند دسترسی، کیفیت، هزینه، سرعت، ایمنی یا حتی تجربه بیمار باشد.
بیمارستان دیگر فقط یک ساختمان نیست
حسنا سلمانی، دکترای مدیریت اطلاعات سلامت و پژوهشگر حوزه سلامت دیجیتال، بحث خود را با یک پرسش استراتژیک آغاز کرد: «بیمارستانها برای آنکه بتوانند از فرصتهای مدلهای آینده، یعنی بیمارستانهای هوشمند و مجازی، استفاده کنند، از امروز باید چه کاری انجام دهند؟» پاسخ او، بیش از آنکه درباره خرید تجهیزات جدید باشد، درباره تغییر مدل مراقبت بود.
سلمانی توضیح داد که افزایش بیماریهای مزمن، کمبود نیروی انسانی، افزایش انتظارات بیماران و تمایل روزافزون مردم به دریافت خدمات در خانه، نظام سلامت را به سمت مدلی سوق میدهد که در آن مراقبت دیگر الزاماً با مراجعه فیزیکی به بیمارستان آغاز و پایان نمییابد.
او تأکید کرد: «بیمارستان هوشمند و مجازی میتواند ارزش ایجاد کند، چون مراقبت در حال حرکت از فضای فیزیکی بیمارستان به خانه بیمار است و این تغییر، صرفاً یک تغییر تکنولوژیک نیست؛ یک تغییر پارادایم است.»
در مدل سنتی، بیمار به مرکز درمانی میرود، خدمات را دریافت میکند و سپس به خانه بازمیگردد. در مدل جدید، بخشی از مراقبت میتواند در خانه اتفاق بیفتد و بیمارستان نقش یک مرکز هوشمند، متصل و تصمیمیار را بر عهده بگیرد.
به گفته سلمانی، سرمایهگذاری جهانی در سلامت دیجیتال نیز نشاندهنده همین تغییر جهت است و ارقام مطرحشده در نشست، از بازاری در مقیاس صدها میلیارد دلار حکایت داشتند؛ بازاری که طی سالهای آینده همچنان در مسیر رشد قرار خواهد داشت.
اما مسیر رسیدن به بیمارستان هوشمند، از نگاه او، با یک جهش ناگهانی آغاز نمیشود. نخستین مرحله، دیجیتالشدن فرایندهاست؛ عبور از پروندههای کاغذی و حرکت به سمت پرونده الکترونیک سلامت. پس از آن، نوبت به اتصال دادهها، تجهیزات و فرایندها میرسد و در مراحل پیشرفتهتر، اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، پایش از راه دور و قابلیتهای پیشبینیکننده وارد میدان میشوند.
در این مدل، بیمارستان میتواند نه فقط وضعیت فعلی بیمار، بلکه احتمال بروز یک مشکل را نیز زودتر تشخیص دهد. سلمانی بر یک نکته کلیدی تأکید داشت: «اتصال، زیربنای بیمارستان هوشمند است.»
وقتی تجهیزات، اتاقها، سامانهها و تیم درمانی نتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، صحبت از هوشمندی بیشتر شبیه یک شعار خواهد بود تا یک مدل عملیاتی.
اما به باور او، اتصال به تنهایی کافی نیست. داده باید به تصمیم تبدیل شود. از همینجاست که هوش مصنوعی، تحلیل داده و مدلهای پیشبینی وارد فرایند درمان میشوند؛ از کمک به تشخیص و برنامهریزی بیمارستان گرفته تا مدیریت تخت، جریان بیمار، اتاقهای هوشمند و اتوماسیون فرایندهای کاری.
با این حال، سلمانی تأکید کرد که هوش مصنوعی قرار نیست پزشک را از چرخه تصمیمگیری حذف کند.
در نگاه او، پزشک همچنان عنصر مرکزی مراقبت است و فناوری باید به جای حذف ارتباط انسانی، آن را تقویت کند. هوش مصنوعی میتواند داده را سریعتر تحلیل کند، الگوها را شناسایی کند و تصمیمگیری را پشتیبانی کند، اما ارتباط انسانی، قضاوت حرفهای و تصمیم نهایی همچنان جایگاه خود را حفظ میکند.

وقتی بیمارستان به خانه میرود
یکی دیگر از مهمترین مفاهیم مطرحشده در سخنان سلمانی، «بیمارستان مجازی» بود. در این مدل، بیمار در مرکز قرار میگیرد و در اطراف او یک تیم مراقبت مجازی شکل میگیرد که میتواند پزشک، پرستار، متخصص، مراقب و حتی خانواده بیمار را دربرگیرد.
البته مشاوره از راه دور موضوع تازهای نیست. تلفن سالهاست امکان ارتباط پزشک و بیمار را فراهم کرده است. اما فناوریهای جدید، این ارتباط را از یک تماس ساده به یک اکوسیستم مراقبتی تبدیل میکنند؛ جایی که ویدئو، پرونده الکترونیک، دادههای حاصل از تجهیزات پوشیدنی و سامانههای پایش بیمار میتوانند در کنار هم قرار بگیرند.
به اعتقاد او، اهمیت این مدل، بهویژه برای مناطق دورافتاده بیشتر میشود؛ مناطقی که دسترسی فیزیکی به متخصصان محدود است.
به گفته سلمانی، بیمارستان مجازی میتواند امکان دسترسی سریعتر به متخصص را فراهم کند و حتی خدمات مراقبتی شبانهروزی را توسعه دهد؛ خدماتی که در صورت طراحی درست، میتوانند در کاهش مراجعات غیرضروری و بستری مجدد مؤثر باشند.
اما او در کنار فرصتها، درباره خطرهای این مسیر نیز هشدار داد. هوشمندسازی نباید باعث شود گروههایی که از نظر دسترسی به اینترنت، تجهیزات، سواد دیجیتال یا امکانات اقتصادی ضعیفتر هستند، از نظام سلامت عقب بمانند.
از این منظر، «عدالت دیجیتال» باید از همان مرحله طراحی در نظر گرفته شود، نه آنکه پس از راهاندازی سامانه بهعنوان یک مشکل جانبی مطرح شود. او همچنین بر ضرورت شروع هوشمندسازی از مسائل واقعی تأکید کرد: «باید کوچک شروع کنیم، دقیق و شفاف مسئله را شناسایی کنیم و بعد نتیجه را اندازهگیری کنیم.»
آینده درمان؛ از دارو تا بازسازی بدن
اگر سخنان سلمانی درباره انتقال مراقبت از بیمارستان به خانه بود، هدی مدنی نگاه خود را به آیندهای برد که در آن حتی تعریف «درمان» تغییر میکند. پزشک کلینیک سلولدرمانی و پژوهشگر پژوهشگاه رویان، صحبت خود را با بیماریهای سخت و نادر آغاز کرد؛ بیماریهایی که در بسیاری از موارد، درمانهای کلاسیک نمیتوانند پاسخ کاملی برای آنها ارائه کنند.
از نگاه او، یکی از مهمترین مسیرهای آینده پزشکی، پزشکی بازساختی (Regenerative Medicine) است؛ حوزهای که سلولهای بنیادی، درمانهای سلولی و ایمنیدرمانی، مهندسی ژنتیک، بافتهای ساختهشده با چاپ سهبعدی و فرآوردههایی مانند وزیکولهای خارجسلولی و اگزوزومها را دربرمیگیرد.
مدنی توضیح داد: «در این حوزه، برخلاف بسیاری از داروهای کلاسیک، ماده اولیه میتواند از سلول یا بافت انسانی منشأ بگیرد و همین موضوع، پیچیدگی علمی و نظارتی محصولات را افزایش میدهد.»
به گفته او، در ادبیات سازمانهای نظارتی، درمانهای سلولی و ژنی در گروهی از پیشرفتهترین محصولات درمانی قرار میگیرند؛ محصولاتی که برای ورود به بازار و استفاده گسترده، نیازمند عبور از مسیرهای پیچیده مطالعاتی و نظارتی هستند. اما پشت این پیچیدگی، یک بازار بسیار بزرگ در حال شکلگیری است.
مدنی با اشاره به گزارشهای بازار، از رشد قابل توجه درمانهای پیشرفته طی سالهای آینده سخن گفت و افزود: «در کنار بازار عظیم داروهای متعارف، درمانهای سلولی و ژنی سهم کوچکتری دارند، اما سرعت رشد آنها قابل توجه است. همین چشمانداز، سرمایهگذاری سنگینی را به این حوزه وارد کرده است. دوران همهگیری کرونا نیز برای مدتی توجه سرمایهگذاران را به ظرفیت فناوریهای سلولی و زیستی بیش از پیش افزایش داد.»
به گفته مدنی، در سالهای اخیر شمار شرکتهای فعال اختصاصی در این حوزه به حدود دو هزار شرکت رسیده و هزاران کارآزمایی بالینی در زمینه درمانهای پیشرفته در حال انجام است.
اما شاید ملموسترین بخش سخنان او، روایت بیمارانی بود که برای آنها این فناوری نه یک بازار چندمیلیارددلاری، بلکه مسئلهای کاملاً شخصی و حیاتی است. او داستان کودکی مبتلا به سرطان خون را روایت کرد که پس از ماهها شیمیدرمانی و عدم پاسخ مناسب، در یک کارآزمایی بالینی درمان جدیدی دریافت کرد و در نهایت توانست از بیمارستان مرخص شود. مدنی با اشاره به این نمونهها یادآور شد که پشت هر عدد و نمودار بازار، انسانی قرار دارد که ممکن است یک فناوری جدید برای او تفاوت میان یک بیماری مزمن، ناتوانی یا حتی مرگ و ادامه زندگی باشد.
او در بخش دیگری از سخنانش، داستان «دلآرا»، کودک ایرانی مبتلا به SMAرا روایت کرد. بیماریای که یکی از درمانهای ژنی شناختهشده برای آن در مقطعی با هزینهای چندمیلیوندلاری عرضه میشد. خانواده این کودک برای تأمین هزینه درمان تلاش کردند و در نهایت با کمکهای بسیار امکان دریافت درمان در خارج از کشور فراهم شد. مدنی با اشاره به این داستان توضیح داد که در آن زمان، دسترسی به این محصول در ایران وجود نداشت، اما امروز شرکتهای ایرانی نیز در مسیر تولید چنین درمانهایی حرکت کردهاند.
این روایت، یک پیام دیگر نیز داشت: «توسعه فناوری سلامت فقط مسئله علمی نیست؛ مسئله دسترسی نیز هست و حتی اگر یک درمان در آزمایشگاه ساخته شود و از نظر علمی مؤثر باشد، تا زمانی که مسیر تولید، مجوز، تأمین مالی و دسترسی بیمار حل نشود، اثر واقعی آن در جامعه محدود خواهد ماند.»

میلیونها دلار برای یک درمان؛ اقتصاد درمانهای پیشرفته
مدنی در ادامه به یکی از دشوارترین مسائل پزشکی بازساختی اشاره کرد: «هزینه.» برخی درمانهای ژنی و سلولی در زمره گرانترین درمانهای جهان قرار گرفتهاند و قیمت آنها میتواند به چند میلیون دلار برسد.
اما از نگاه نظام سلامت، قیمت اولیه تنها معیار قضاوت نیست. او با اشاره به نمونههایی مانند درمان هموفیلی توضیح داد که بیمهها و نظامهای سلامت، در کنار قیمت درمان، هزینههایی را که در صورت ادامه بیماری بهطور مزمن ایجاد میشود نیز محاسبه میکنند.
به بیان دیگر، ممکن است یک درمان چند میلیون دلار هزینه داشته باشد، اما اگر بتواند هزینههای سالها مراقبت، بستری، دارو و عوارض بیماری را حذف کند، از نظر اقتصادی توجیهپذیر شود.
این نگاه اقتصادی در مورد سرطان نیز اهمیت پیدا میکند. اینکه یک درمان جدید در چه مرحلهای از درمان بیمار قرار گیرد، چه بیمارانی واجد شرایط دریافت آن باشند و چه زمانی استفاده از آن بیشترین اثربخشی و توجیه اقتصادی را داشته باشد، همگی به بخشی از تصمیمگیری نظام سلامت تبدیل شدهاند.
از همین رو، توسعه درمانهای پیشرفته تنها به آزمایشگاه وابسته نیست. از علم و کارآزمایی بالینی گرفته تا تنظیمگری، اقتصاد سلامت، بیمه و تولید صنعتی، زنجیرهای طولانی باید همزمان شکل بگیرد.
ایران؛ از ظرفیت علمی تا مسئله تجاریسازی
در این ادامه مدنی تصویری امیدوارکننده از ظرفیت ایران ارائه کرد. به گفته او، ایران در زمینه درمانهای پیشرفته دستاوردهای قابل توجهی داشته و تعدادی از محصولات این حوزه موفق به دریافت مجوز داخلی شدهاند. کاربردهای این محصولات از عوارض پس از پیوند سلولهای بنیادی و برخی بیماریهای عصبی تا ترمیم زخمهای عمیق، زخم پای دیابتی و برخی سرطانهای خونی را شامل میشود.
نکته قابل توجه آن بود که بخش بزرگی از این محصولات ریشه در پژوهشهای دانشگاهی و فعالیت پژوهشگران وابسته به پژوهشگاه رویان دارند و در ادامه، مسیر خود را به سمت شرکتهای دانشبنیان طی کردهاند.اما این مسیر ساده نیست.
مدنی تأکید کرد: «احتمال شکست در توسعه یک درمان پیشرفته بالاست و ورود موفق به این بازار، علاوه بر دانش علمی، به تجربه در حوزه تنظیمگری، مستندسازی، طراحی مطالعات و توسعه محصول نیاز دارد.»
او از ضرورت ایجاد ساختارهایی مانند سازمانهای پژوهشی قراردادی (CRO) سخن گفت؛ مجموعههایی که میتوانند بخشی از فرایند تحقیق و توسعه و آمادهسازی محصول برای مسیرهای نظارتی را بر عهده بگیرند.
او خبر داد: «در همین راستا، پژوهشگاه رویان در حال برنامهریزی برای ایجاد مرکزی تخصصی در حوزه این محصولات است؛ مرکزی که قرار است به شرکتها و تیمهای فعال در این مسیر کمک کند و بخشی از خلأ زیرساختی موجود را پوشش دهد.»
از زخم مادر تا یک فناوری؛ روایت شخصی یک نوآور
اما شاید متفاوتترین روایت نشست Health Tech Talk را امیرعلی امیرحمزه ارائه کرد؛ روایتی که از یک تجربه شخصی آغاز شد و به یکی از مفاهیم مهم پزشکی بازساختی رسید: «ترمیم به جای تحمیل.»
امیرحمزه، داروساز و مدیرعامل و بنیانگذار شرکت آپرنا، فعالیت خود را در نقطهای میان پزشکی بازساختی و لانجویتی تعریف میکند. او سخنانش را با اشاره به افسانهها ایرانی و یونانی آغاز کرد؛ از آشیل و اسفندیار، قهرمانانی اسطورهای و روئینتن که بدنشان آسیبناپذیر بود. علاقه امیرحمزه به این افسانهها صرفاً از یک شیفتگی کودکانه نشأت نمیگرفت.
او از کودکی دچار افت فشار وضعیتی بود. بیماری که فرد در مواجه با خون و زخم دچار افت فشار وضعیتی و علائمی مانند سرگیجه میشود. اما سالها بعد، در دورانی که دانشجوی داروسازی بود مواجه با یک حادثه موجب مسیر زندگی و حرفهای او تغییر کند. مادر امیرعلی بهطور تصادفی دچار زخم عمیقی در دست با خونریزی شدیدی شد.
امیرحمزه باید در یک لحظه هم حال خود را مدیریت میکرد و هم به داد مادر میرسید و همان لحظه جرقهای ذهنش را روشن کرد. او به یاد گیاهان دارویی مورد مطالعه خود افتاد و به سراغ گیاه بومادرانی که در خانه داشت رفت. آن را پودر کرد و پودر را بر زخم مادر گذاشت. معجزه رخ داد و خونریزی زخم بند آمد. پس از این که بحران مدیریت
شد امرحمزه به خاطر آورد نام علمی این گیاه «Achillea millefolium» است که از آشیل، همان قهرمان اسطورهای روئینتن وام گرفته شده است.
همان تجربه، جرقه نخستین ایده تجاری او شد و امیرحمزه پس از فارغالتحصیلی، نخستین ایدهای که برای سرمایهگذاری و راهاندازی یک کسبوکار مطرح کرد، توسعه محصولی برای ترمیم زخم با استفاده از عصاره گیاه بومادران بود. در نهایت شرکت آپرنا شکل گرفت و تحقیقات آغاز شد.
اما داستان به همین جا ختم نشد ذهن خلاق او به راحتی راضی نمیشد و ادامه در مسیر تحقیق، یک پرسش بنیادی نگاه او را تغییر داد. او متوجه شد رویکرد غالب صنعت دارو و محصولات سلامت، تا حد زیادی «تحمیلی» است؛ یعنی مادهای از بیرون به بدن داده میشود تا بدن را وادار کند فرایندی مشخص را انجام دهد. در حالی که طبیعت، نمونههای دیگری در اختیار انسان قرار داده است.
امیرحمزه با اشاره به جانوری که توانایی بازسازی بخشهای مختلف بدن خود را دارد، گفت:«مسئله این نیست که ما طبیعت را وادار کنیم کاری بکند؛ بهتر است شرایطی را برایش مهیا کنیم و تشویقش کنیم همان مسیری را که میخواهیم طی کند.»
جایی میان پزشکی بازساختی و لانجویتی
مطالعه سازوکارهای ترمیم، امیرحمزه را به موضوع دیگری رساند: لانجویتی یا افزایش طول عمر سالم. از نگاه او، بسیاری از مکانیسمهای دخیل در ترمیم با فرایندهای جوانسازی و حفظ کیفیت بافتها همپوشانی دارند. بنابراین، فناوریای که برای ترمیم زخم طراحی میشود، میتواند در شکل دیگری برای محصولات عمومیتر سلامت و مراقبت از پوست نیز به کار رود. اما در اینجا یک مشکل فناورانه وجود داشت: «فرمولاسیون».
بسیاری از مواد فعال زیستی که در فرایندهای ترمیم و جوانسازی اهمیت دارند، در برابر حرارت حساساند. از سوی دیگر، برخی فرایندهای متداول ساخت امولسیون به دماهای بالا نیاز دارند؛ دماهایی که میتوانند مواد فعال را غیرفعال کنند. راهحل آپرنا، حرکت به سمت ساختارهایی بود که بتوانند در دمای اتاق شکل بگیرند.
تحقیقات تیم به ساختار لایه شاخی پوست رسید؛ لایهای که بخش مهمی از سد محافظتی پوست را تشکیل میدهد و آرایش چربیهای آن، ساختاری منظم و ویژه ایجاد میکند. امیرحمزه توضیح داد که تیم او تلاش کرده است با الهام از همین ساختار، «لیکوئیدکریستالها» یا ساختارهای بلوری مایع را طراحی کند؛ ساختارهایی که هم بتوانند نقش یک داربست برای ترمیم پوست داشته باشند و هم بهعنوان حامل برای رسانش مواد فعال زیستی عمل کنند.
این فناوری، از نگاه او، به جای آنکه صرفاً یک ماده نانویی با اندازه کوچک ایجاد کند، به دنبال ساختن یک «نانوساختار سازمانیافته» است.
این تمایز اهمیت دارد. در یک رویکرد، ذرات بزرگ با اعمال انرژی و فرایندهای مختلف شکسته میشوند تا به ابعاد نانو برسند؛ اما در رویکرد مورد استفاده تیم آپرنا، ساختار مورد نظر میتواند با آرایش خودبهخودی اجزای سازنده در دمای پایین شکل بگیرد.
امیرحمزه توضیح داد که این ساختارها از نظر معماری، شباهتهایی با سازمانیافتگی لایه شاخی پوست دارند و همین قرابت میتواند به تعامل بهتر آنها با ساختار پوست کمک کند. از سوی دیگر، همین ساختار میتواند بستری برای حمل ترکیبات فعال مورد استفاده در پزشکی بازساختی باشد.
او گفت این فناوری در همکاریهای پژوهشی با گروههای علمی، از جمله با پژوهشگران پژوهشگاه رویان، بهصورت آزمایشی برای بارگذاری برخی اگزوزومها نیز بررسی شده و نتایج اولیه، اثربخشی قابل توجهی نشان داده است.
البته ارزش این ایده صرفاً در یک محصول یا یک فرمولاسیون خلاصه نمیشود. امیرحمزه در پایان سخنانش به اصل مهمتری بازگشت: «فناوری زمانی معنا دارد که از یک دغدغه واقعی متولد شده باشد. این تکنولوژیها با این اسمهای عجیب و غریبی که دارند، خودشان بیمعنیاند؛ مگر اینکه متصل باشند به آن قصهای که از اول ما دنبالش بودیم.»

هوش مصنوعی؛ به مثابه عنصر فناوریساز
ناصر لطفی، دکترای تخصصی کارآفرینی و مدیر مؤسسات و بازاریابی پارک علم و فناوری خراسان شمالی، در ادامه بحث را از فناوریهای مشخص به یک پرسش بزرگتر برد: «در میان همه فناوریهایی که در سالهای اخیر وارد صنعت سلامت شدهاند، هوش مصنوعی چه جایگاهی دارد؟»
او به فناوریهایی مانند بلاکچین و اینترنت اشیا اشاره کرد و گفت در کنار این فناوریها، معمولاً هوش مصنوعی نیز بهعنوان یک فناوری جدید مطرح میشود؛ اما به باور او، هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً در همان چارچوب دید. لطفی آن را «فراتر از فناوری» و نوعی «عنصر فناوریساز» توصیف کرد؛ زیرا برخلاف بسیاری از فناوریهای قبلی، هوش مصنوعی مستقیماً وارد حوزههایی شده که پیشتر بهطور انحصاری در اختیار انسان بود.
او با اشاره به نمونههایی از کاربرد هوش مصنوعی در سلامت گفت این فناوری از کشف الگوهای پنهان در دادههای ژنتیکی تا مدیریت اقتصادی و عملیاتی مراکز درمانی میتواند نقش داشته باشد. برای مثال، در یک بیمارستان، بررسی دستی تماسهایی که به نتیجه نرسیدهاند یا پیگیری مسیر مراجعه و خدمت، برای مدیران کاری زمانبر است. اما هوش مصنوعی میتواند حجم بزرگی از این دادهها را دنبال کند، الگوها را بیابد و به مدیر نشان دهد مشکل در کدام بخش از چرخه خدمت ایجاد شده است.
این کاربرد، شاید در ظاهر به اندازه تشخیص یک بیماری با هوش مصنوعی جذاب نباشد، اما از نظر مدیریتی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بخشی از اتلاف منابع در نظام سلامت دقیقاً در همین فرایندهای روزمره اتفاق میافتد.
از نگاه لطفی، موج جدید فناوری سه واکنش اصلی ایجاد میکند: مقاومت، پذیرش یا حرکت فعالانه به سمت استفاده از آن.
او هشدار داد: «برخی مشاغل همین حالا در خط مقدم تغییر قرار مانند طراحی و گرافیک. چرا که ابزارهای هوش مصنوعی در آنها بخشی از کارهای پیشین را بهسرعت دگرگون کردهاند.»
اما پیام اصلی او برای صنعت سلامت روشن بود: «نمیتوان منتظر ماند تا موج فناوری از بین برود». به اعتقاد او، هوش مصنوعی برخلاف برخی موجهای فناورانه که پس از مدتی فروکش کردند، آمده است که در ساختار اقتصادی و حرفهای باقی بماند. این تغییر، بهویژه در حوزه سلامت، میتواند با روند بیمارستانهای هوشمند و شبکههای درمانی هوشمند ترکیب شود؛ همان مسیری که پیشتر سلمانی از آن سخن گفته بود.
در واقع، اگر بیمارستان هوشمند «بدن» جدید نظام درمان باشد، هوش مصنوعی میتواند بخشی از سیستم عصبی آن باشد؛ دادهها را دریافت کند، الگوها را تشخیص دهد و اطلاعات را برای تصمیمگیری در اختیار انسان قرار دهد.
بازار بزرگ سلامت و فرصت ایران
لطفی در بخش دیگری از سخنان خود به ابعاد اقتصادی بازار سلامت پرداخت و از بازاری جهانی در مقیاس تریلیونها دلار سخن گفت که طبق برآوردهای مطرحشده، طی سالهای آینده رشد قابل توجهی خواهد داشت.
در حوزه سلامت دیجیتال نیز سرمایهگذاریهای عظیمی در حال انجام است و به گفته او، در سال ۲۰۲۶ شماری از شرکتهای فعال در این حوزه توانستهاند سرمایهگذاریهای بالایی جذب کنند. این اعداد از یک واقعیت مهم حکایت دارند: «سلامت دیگر فقط یک حوزه هزینهبر نیست؛ یک بازار بزرگ برای نوآوری و سرمایهگذاری است.»
شبکهسازی؛ زیرساخت نامرئی نوآوری
لطفی در بخش پایانی سخنانش از یک ساختار جدید برای اتصال سرمایهگذاران و سرمایهپذیران در حوزه گردشگری سلامت سخن گفت؛ ساختاری که قرار است بر پایه شبکه شکلگرفته طی سالهای گذشته، فرصتهای سرمایهگذاری را شناسایی، ارزیابی و اعتبارسنجی کند.
این ارزیابی قرار است هم جنبه کسبوکاری داشته باشد، مانند بررسی مدل درآمدی، برنامه کسبوکار و ساختار بازگشت سرمایه، و هم جنبه تخصصی؛ یعنی بررسی توان علمی و اجرایی تیمی که قرار است پروژه را پیش ببرد.
پس از آن، خدماتی مانند مشاوره حقوقی، ارزشگذاری و مشاورههای تخصصی دیگر میتواند مسیر اتصال سرمایهگذار و سرمایهپذیر را تسهیل کند.
اما لطفی در پس این سازوکار، مفهوم بزرگتری را دنبال میکرد: «شبکهسازی بهعنوان منبع نوآوری.» او جملهای را مطرح کرد که میتواند یکی از کلیدیترین گزارههای این نشست باشد: «کیفیت زندگی شما در گرو کیفیت ارتباطات شماست.»
به باور او، این اصل در کسبوکار نیز صادق است. هرچه یک فعال اقتصادی و فناور با افراد و مجموعههای بیشتری ارتباط داشته باشد، در مواجهه با چالشها، امکان بیشتری برای یافتن راهحل خواهد داشت.
نوآوری نیز همیشه در آزمایشگاه متولد نمیشود. گاهی یک ایده در گفتوگو، یک جلسه، یک همکاری یا حتی یک آشنایی شکل میگیرد. شبکه، در این معنا، فقط فهرستی از شرکتها و افراد نیست؛ زیرساخت انتقال دانش، سرمایه، تجربه و ایده است.
لطفی گفت برنامه سال نخست این ساختار بیشتر بر پروژههای زیرساختی مانند دهکدههای سلامت، بیمارستانهای تخصصی و مجموعههای تخصصی ارائهدهنده خدمات سلامت متمرکز خواهد بود و در سالهای بعد، دامنه فعالیت به سمت تیمهای ایدهپرداز و صاحبان ایدههای نوآورانه گسترش پیدا خواهد کرد.
تهیه و تنظیم: رویا کاکاوند
